دیدگاه آینده پژوهان دوشنبه یکم تیر 1388

  تابستان نگین 88

   دیدگاه آینده پژوهان

      کسی نمی تواند در آینده پژوهی تمام جهات را در نظر بگیرد،  آینده اقلیم شناسی، آینده پژوهی جامعه، آینده بینی علم و دانش، آینده نگری کار و شغل، تحصیل در آینده و غیره،  هر کدام پژوهش های ویژه خود را دارند و پژوهندگان آن تخصص و خواسته می بایست پیگیر آن باشند.  من انوش راوید که مطالعات و تحقیقاتم علم جغرافی ـ تاریخ و تاریخ جامعه شناسی است بر اساس دانش تاریخ جامعه شناسی و ریتم و آهنگ تاریخی و مطالعات جانبی در چگونگی آینده می توانم تا حدودی معقول آینده را پیش بینی کنم،  این غیر ممکن است که کسی بتواند آینده را کامل و درست بگوید.  در داستانها خوانده ایم که امثال نورس داموس یا شیخ ماهانی از آینده می گفتند و نوشته اند ولی آنچه از آنها می خوانیم ترفند های ناشرانی است که برای فروش کتاب ها و سود بردن کارهایی کرده اند،  باید در بسیاری از موضوعات این مهم را در نظر داشت.  این توهم و خرافات است که تصور شود از عالم غیب و غیره می آیند و به کسی از آینده می گویند این اغفال جادو گران عصر حجر است که سود جویان منافع استعماری و امپریالیست برای مردم ساده استفاده می کردند.

      مدیر شرکتی برای آینده تمام پارادایم های مدیریتی را در نظر می گیرد ولی اکثر مواقع آنچه که پیش می آید برایش غیر قابل پیش بینی است،  و یا با وجود کارشناسی هایی به مشکلاتی بر می خورند،  زیرا آنها دیدگاه ها را در اندازه شغلی بررسی کرده اند.  در واقع آینده پژوهی به صورت عمومی در حد پسندیده و علمی امکان پذیر است،  برای این منظور باید تمام سرشته ها در آینده بینی را با جمع کارشناسی کار آمد وارد به علومی که در دانایی قرن 21 نوشته ام بکار برد.  مثال های بزنم،  بسیاری اشخاص در جستجو ها نوشته اند آینده شغل جامعه شناسان چیست،  یا آینده شغلی تحصیل کرده های ریاضی چه می شود،  یا آینده کارها چگونه است،  این چند نمونه را که در جستجو گوگل نوشته بودند و از آنجا به وبلاگم رسیده بودند از وبگذر دیدم.  این اشخاص نظری ننوشته بودند که بگویند منظورشان از آینده چیست،  آنها فقط می خواهند از آینده فقط روز گار را به خوشی بدانند،  یا می خواهند آنچه از آینده است به واقعیت بفهمند و درک کنند.  ننوشته اند و احتمالاً نمی دانند تفاوت آینده و زمان وقوع آینده چیست،  در گذشته های دور برای رسیدن به آینده و یک تحول اجتماعی می بایست هزاران سال صبر کرد و در هزار سال پیش یکی دو قرن و در قرن بیستم چند دهه و اینک خیلی سریع انسان به آینده می رسد،  فقط باید دید منظور از آینده چیست تحولی کلی و یا برداشتی سطحی است.  آیا نگاه شما از آینده تحول و تغییرات ناپیوسته کلی است یا برداشت های سطحی؟

   چشم انداز عصر حجر

      شاید عده ای با خواندن کامنت زیر که در پست تابستان 88 وبلاگ جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران نوشته شده از خود بپرسند،  انوش راوید که در مقالاتش می نویسد جوانان ایران با هوش و خردمند هستند پس معنی این و امثال آن نظر که فراوان هستند چیست افراد نویسنده این قبیل نظرات که از جوانان بلاگر ایرانی هستند چرا اینگونه می نویسند و در مجموع نخوانده قضاوت می کنند،  توانایی های گفته شده در دانایی قرن 21 را چرا ندارند و غیره.  در اصل این چیز ها به آموزش و پروش و کلاً سیستم آموزشی مربوط می شود که به آنها فرهنگ یادگیری را یاد نداده و یا حداقل اول خوب بخوانند و تعلیل و تحلیل و بحث و نقد و ادامه موارد، سپس در تخصص خود به قضاوت بنشینند.    

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

    پنجشنبه 1 مرداد1388 ساعت: 10:38 توسط:شالیز

سلام

من مطلبتونو در مورد دروغ بودن اسکندر پیدا نکردم

به نظر من حرفتون کانلا غلته که نه اسکندر نه چنگیز به ایران حمله کردن

میشه بپرسم پس ایرانیا خودشون کرم داشتن بزنن مملکتشونو ویران کنند

یا کتابخونه هاشونو اتیش بزنن /  باقیموندشم دو دستی تقدیم بیگانه کنن

از کتاب های کهنی که در ملل دیگه موجود است میشه راحت فهمید که

حمله صورت گرفته /  یعنی اگه اسکندر غلط باشه آریو برزن هم وجود نداشته

تندیسشم الکی ساختن / تو میدون گذاشتن / تو تخت جمشیدم اون تصویره که ازشه غلطه

ببینین با 1 حرفتون کلی از تاریخو میبرین زیر سوال /  من اطلاعاتم خیلی کمه چون سنم کمه

اما شما به یه آدم بخته تر این حرفو بزنین بعد قضاوت کنین / که اسکندری بوده یا نه

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ   

      در تمام جوامع انسانها به سه دسته عمده تقسیم می شوند با هوش، کم هوش و کودن،  در جوامع مختلف در صد هر یک متفاوت است،  در بعضی کشور ها که مردمان آن نسل در نسل مشرو بات الکلی می خوردند یا از مواد مخدر و سیگار استفاده می کردند با هوش ها کم و کودن ها زیاد هستند یعنی در وضع بحرانی انسانی بسر می برند و سطح علمی تحصیلی هم پایین است.  در بسیاری از ممالک اسلامی که نسل در نسل سالم زندگی میکردند وضع آی کی یو خیلی خوبتر است،  فقط در تعدادی از آنها بدلیل یک خطی و دگم بودن ارایه مکتبی اسلامی اجازه تفکر و اندیشه را نسل در نسل از افراد سلب کرده و به آنها گفته شده همین که هست و قدرت بررسی و تحقیق و نقد نا خود آگاه از توده مردم گرفته شده است،  اما در بضی از اسلامی ها سیستم آموزشی بداد رسیده و به مردم فرهنگ یادگیری را آموزش داده است.  جوانان زیادی که از سرزمینهای اسلامی دارای تعصب به غرب مهاجرت می کنند ، بدلیل سالم بودن خونشان خیلی سریع از بالاترین های اجتماعی در آن کشور غربی می شوند.

      هر مملکتی که انبوه وبلاگ های بی محتوا همراه با اشتباهات فراوان نگارشی دارد و نظرات بی دلیل و بی مفهوم در آنهاست،  و اصول دانایی قرن 21 را نمی دانند،  و همچنین نظریه های جدید در قرن سنت گریزی  را ندارند و چیزی از آن به گوششان نخورده است،  چشم انداز عصر حجر در آن جامعه نمایان است.  آنچه که برای ما ایرانی ها روشن است بدلیل سالم تر بودن جامعه ما از بسیاری جاها روز به روز بر تعداد افراد با هوش اضافه می گردد و آنها به کمک افراد کم هوش می آیند و خیلی کودن های کمتری داریم.  همیشه  به خاطر داشته باشیم صحنه های موجود تا ابد ادامه ندارد،  این مسئله مهمی است که آینده نگران در تمام موارد و دیدگاه ها باید در نظر داشته باشند،  در انقلاب های انسانی ایران در این باره چیزهایی گفته ام.

      شاید آینده نگران به چشم انداز عصر حجر کمتر توجه کرده اند،  این هم یکی از اتفاقات است که آینده بینان بویژه جامعه پژوهان باید مورد توجه قرار دهند،  کمبود های فکری و ذاتی و فیزیکی که ممکن است صدمات به آینده برساند یا دلیلی برای بررسی آینده باشد حتماً در نظر بگیرند.  آیا در آینده با مردمی روبرو می شویم که فکر می کنند دانا هستند ولی چیزی نمی دانند،  می پندارند تحصیلات دارند ولی فقط تکه کاغذی گرفته اند و غیره،  در واقع مردمی خواهیم دید که چیزی از موج های نو نمی دانند و فقط مصرف کنند کالا ها و دانشی هستند که دیگران به آنها داده و می دهند.

  مقاومت ابله ها در تغییرات

      مردم در گذشته های دور زندگی را دایره می پنداشتند در تاریخ نیک توضیح داده ام،  هر روز کار آنها بیدار شدن و خوردن و خوابیدن و چیزای ساده دیگری و تا آخر همان بود،  در قرون صنعتی زندگی را یک خط مستقیم می پنداشتند، خوشبختی در کنار خانواده و با شیب ملایم به سمت پیشرفت و افزودن چند وسیله زندگی و پست و مقامی و امثال آن.  این شیب ملایم و گاهی تند را تغییر می پنداشتند و در صورتیکه هرگز نمی توانستند کار و پول و صلح و آزادی و سلامت و ادامه شیب را پیش بینی کنند و همیشه نتیجه ای دیگر داشت.   قرنها بشر تغییرات را در توانایی و بدست خود و در شکل همان شیب می پنداشت و بدنبال ایده آل و سعادت شخصی خود در جهت امکانات و قدرت بیشتر بود،  این چشم انداز برای همه طبقات اجتماعی بود،  اگر به آن دست نمی یافتند یا راضی نمیشدند،  یا موقتاً کارایی خود را از دست میداند.  مردم دایم بدون توجه تغییر تدریجی و پیوسته داشتند و البته گاهی ناگهان به تغییر ناپیوسته تبدیل میشد،  بدین جهت دست به شورش و انقلاب و جابجایی سلاطین میزدند.  آینده ای که در انتظار آن هستیم در واقع تغییرات نا پیوسته است و آن هیچ جای نگرانی ندارد و فاجعه هم نیست،  گاهی بهترین راه پیشرفت برای جامعه میباشد،  برای دانستن تغییرات ناپیوسته به قرن سنت گریزی رجوع شود.  در هر گذر تاریخی سرعت تغییر افزایش و اندیشه آن بهبود یافته،  ولی جامعه های که به چشم و پای بندهای خود خو گرفته،  با سرعت و بینش فوق در مخالفت قرار میگیرد مانند نظر نوشته شده در مطلب چشم انداز عصر حجر.   سرخپوست پرویی با مشاهده بادبان های کشتیهای مهاجم اسپانیایی در افق پنداشت تغییرات عجیب و غریب جویست و به کار خود ادامه داد،  زیرا در تجارب خود درکی از کشتی بادبانی نداشت،  آنها با فرض دایره بودن و پیوستگی زندگی،  آنچه بر دریافتشان منطبق نبود نادیده میگرفتند تا مصیبت نازل شد،  آنها چیزی از آینده نمی دانستند.  مثال دیگر،  اگر قورباغه را درون تشت فلزی با آب معمولی به آرامی حرارت دهیم میپزد بدون اینکه حرکتی کند.   نتیجه این دو مثال اگر بخواهیم گرفتار سرنوشت سرخپوست پرویی و یا قورباغه پخته نشویم باید در جستجوی تغییرات ناپیوسته باشیم و از آن استقبال کنیم،   بدین منظور بهترین روش پیگیری علم آینده بینی در وبلاگ های انوش راوید می باشد.  

      سال  1991 طوفان صحرا عراقیها را سریع نابود کرد و این ابتدای ورود قرن  21  و تغییرات جدید بود،  که با این اقدام تغییرات بنیادی قرن ورود خودش را نشان داد و گفت گذشته را دور بریزید که در غیر اینصورت تغییرات تمدن جدید و موج های نو مرزها را براحتی در می نوردد.  این اعلام ورود همانند شکست مهدی سودانی در ام دورمان سودان  به دست  انگلیس در ابتدای ورود قرن  20 میباشد.  امروزه شکاف عظیم بین تغییرات واقعی دنیا و عدم تحرک و حرکت ما رفته رفته دارد بافت های کهن دیار را دگرگون می سازد،  که یاس و سردرگمی و بی آینده گی پیامد آن است.   برای ترسیم خطوط کلی آینده ای که با چنگ و دندان به سویش پیش میرویم،  هیچ قوه پیش بینی و بصیرتی در کار نیست،  برای شتاب بخشیدن و تسهیل انتقال به آینده هیچ برنامه ای وجود ندارد.  کودن ها و ابله ها مانند سرخپوست پرویی چشم خود را برنشانه ها می بندد و چیزی نمی فهمند و چون قورباغه در آب جوش می پزند،  و یا در انتظار یک انقلاب و منجی می مانند.  اگر ما بینش و عادت و شیوه عملمان را تغییر دهیم براحتی میتوانیم دورانی از کشفیات تازه و آزادی های تازه داشته باشیم،  در واقع عصر فرهنگ یاد گیری حقیقی،  این همان است که افراد با هوش در پی آن هستند.   

       ما چه بخواهیم یا نپسندیم تمدن جدید به آرامی از زندگی ما سر بر آورده،  ولی کور دلان در همه جا مذبوحانه سعی در سرکوب آن دارند که در تاریخ انقلاب های انسانی ایران نوشته ام.   این تمدن جدید اشکال جدید خانواده و شیوه های دگرگون شده کار و عشق و امرار معاش و اقتصاد جدید و تعارضات سیاسی جدید و فراتر از همه اینها آگاهی تغییر یافته به همراه دارد.   در قرن  21  انسان های جهان پیشرفته با جهشی کوانتومی به جلو میرود و شکوفاترین خیزش اجتماعی و خلاقانه ترین باز سازی همه تاریخ را در مینوردد،  و همچنین بیشترین اختلافات فکری و جامعه ای میان سنتی ها و سنت گریزها ایجاد شده.

   سر درگمیها و نگرانیها

      بیشتر مردم اگر بتوانند و زحمت فکر کردن به خود بدهند،  میپندارند جهانی که میشناسند تا ابد دوام خواهد داشت،  برای آنان دشوار است که شیوه ای براستی متفاوت برای زندگی خود تجسم کنند،  چه رسد به آنکه تمدنی جدید را تصور کنند.  البته آنان متوجه هستند که اشیاء و امور در تغییرند،  اما میپندارند که تغییر و تحولات کنونی از کنار آنها خواهد گذشت و هیچ چیز اساس اقتصاد و ساختار سیاسی را متزلزل نخواهد ساخت.  این قبیل مردم با اطمینان تمام انتظار دارند که آینده تداوم حال باشد.  رویداد های سیاسی و اقتصادی و دانش های نوین اخیر این تصویر اطمینان بخش از آینده را به شدت متزلزل ساخته و باعث گردیده که تصویر یاس آورتری از آینده در میان مردم رواج روز افزون یافته باشد.  غالبا چیز های کوچک بیشترین و دیر پا ترین تغییرات را ایجاد کرده اند،  مثلا  دودکش،  بیش از هر جریان فکری باعث تغییرات اجتماعی شده است.  بدون وجود دودکش،  همه باید در یک مکان مرکزی و در کنار آتش، در محوطه ای با سوراخی در سقف تنگ کنار یکدیگر می نشستند.  دودکش با خروجی های جداگانه اش،  این امکان را پدید آورد که اتاقهای متعدد در یک واحد مسکونی گرم شوند.  واحدهای کوچک توانستند مستقلا در کنار یکدیگر بنشینند.  همبستگی قبیله ای در زمستان از بین رفت،  هیچ فرد سنتی در تاریخ نیست که بگوید کاش دود کش یا حرارت مرکزی اختراع نمیشد،  این قبیل اختراعات  مانند تلفن که اینک از نظر ما مهم نیست نا خواسته شیوه زندگی را تغییر داده است. 

      به بیان دیگر در قرن  21  موج و نسل دیگری از تمدن آغاز شده و باز مانده گان از قرن گذشته در سر درگمیها و نگرانیها و سرگردانی های شخصی گرفتارند و در تعارض کامل با موج نو هستند که رعد آسا می آید تا زمان و زندگی را بگیرد گذشته را کنار بگذارد.  اگر این را درک کنیم آنگاه بسیاری از رویداد های به ظاهر بی معنی قابل درک میشوند،  انقلاب پویا در اراده و شعور و حرکتی نو برای بهترین ها،  مجدداً بقایی پسندیده و قابل تصور می شود.  دودکش و تلفن هر دو نوعی تکنولوژی هستند که چکاننده بالقوه نا پیوستگی بشمار میروند،  باید در نظر داشت واقعیت های اقتصادی چیز دیگری است.  حکومتها میتوانند برای مدتی انقلاب های پویا را به تاخیر اندازند،  اما برای همیشه امکانپذیر نیست،  کشورها برابر علم جغرافی ـ تاریخ  و بر اساس مزایای نسبی خود دوران را میگذرانند.  مزیت نسبی به معنای وجود چیزی است که دیگران حاضرند بهای آنرا بپردازند،  خواه این چیز نفت باشد و یا مواد معدنی و یا نیروی کار ارزان و یا مغز متفکر و یا منطقه توریستی.   برای دنیای پیشرفته و کشورهایی با سابقه سنت گریزی بیشتر این مزایا مغز متفکر و تولیدات هوشمندانه است،  که با فروش خدمات هوشمندانه و دانش بالا رفاه گسترش پیدا میکند و پیامد آن تقاضا برای مردمان هوشمند و دانش بیشتر می باشد.   بدین ترتیب جا برای کم داناها یا نادانها تنگ میشود و زندگی برای کشور هایی با نادانی بیشتر سخترتر میگردد.  سنت گریزها که طرفدار نو آوری و تغییرات هستند با آمیختن دانش های جدید و ایجاد فکر هوشمندانه و زندگی هوشمندانه در تمام شکل آن،  میتوانند تمام عرصه های تاریخی و جغرافیایی و اقتصادی و سیاسی و اجتماعی را به راحتی در سراسر جهان بدست بگیرند،  و هر آنچه که می خواهند با مردم نادان بکنند.  بنابر این با آگاهی از آینده نگری صحیح و دانستن واقعیت های تاریخ نباید از این قافله تغییرات عقب افتاد.    

  مطلب جالبی از گذشته یادم آمد که بعضی مادران میگفتند اگر دست به پشت هرکسی زدی و خاک بلند شد، بدان که او کاری است،  ولی امروزه این داستان کاملاً مسخره و غیر قابل بررسی اقتصادی است.  امروزه دانش و هوش تولید کار مفید و اقتصاد خوب وابسته به تکنولوژی هر روز برتر در سازمانها نوین قرن 21 میکند،  و این تکنولوژی و اقتصاد چنان با یکدیگر می آمیزند که به بروز نوعی ناپیوستگی شدید در شکل، مهارتها و مقاصد بسیاری از محافل اجتماعی و فردی منجر میشود.   سازمانهای هوشمند توسط نیروها با دانش جدیدتر دیگر نمیتوانند سازمان سنتی باشند،  سازمان هوشمند،  به مراتبی غیر قابل باور در تمام زندگی تاثیر عمیق میگذارند و شکلهای متفاوت و عادات کاری دگری دارند.   یکی از رویکردهای جدید و مهم را میتوان تجزیه و تحلیل اجتماعی یا به نامی  جبهه موجی  نامید.  این رهیافت،  تاریخ را به صورت توالی امواج پیاپی تغییر و تحول مینگرد و این سئوال را مطرح میسازد که حاشیه مقدم هر موج ما را به کجا میکشاند.  این رهیافت توجه ما را به جای پیوستگی های تاریخ که دارای اهمیت خاصی هستند،  به نا پیوستگیها آن،  یعنی تغییرات و گسستگیها معطوف میدارد،  در این سیستم وقتی الگوهای مهم دگرگونی پدیدار میشوند،  آنها را شناسایی میکند تا اینکه بتواند بر آنها تاثیر بگذارد. 

      در بیست سال گذشته  بسیاری کارها که دارای تکنولوژی و دانش هستند ایجاد شده که قبلاً تصور آنها هم نمیشد،  و این کارهای جدید تاثیر خیلی زیادی در تمام کارها و کل زندگی گذارده اند،  و همچنین در آینده نزدیک کارهای زیادی شکل خواهد گرفت که هم اینک نمی دانیم چیست و چگونه است و کارگزاران آنها چه دانشی دارند.  دلیل این پدیده،  آمیزه نیرومند تکنولوژی و اقتصاد است که میتواند رسومات اجتماعی در تمام موارد آن منجمله سیاست را  دگرگون سازند.  در جامعه سنت گریز که با دانشهای نوین و تکنولوژی روز و اطلاعات آمیزه  دارد،  زندگی راحتتر و شیرنتر است،   یافتن مشاغلی رضایت بخش آسانتر میشود،  زنان براحتی میتوانند خود را تامین کنند،  آنچه در روزگاران پیشین به لحاظ تکنولوژیک و اقتصادی و اجتماعی غیر قابل قبول و غیر ممکن بود امکان پذیر میشود،  ناپیوستگی در اقتصاد بدون اینکه جلب توجه کند به درون اجتماع راه می یابد.   آیا میتوانید چند تغییرات نا پیوسته در اطراف خود بگویید؟

Anoosh Raavid  انوش راوید

    کلیک کنید:  تاریخ انقلاب های انسانی ایران 

نوشته شده توسط انوش راوید  | لینک ثابت |